چپ و راست

باید به چند اصل باور داشت:
اصل پایه – ایمان: باید به سرنگونی تمامیت رژیم باور داشت. می توان با ایمان و با امید، و دانش به اینکه اگر مغول رفت، و اگر اعراب از ایران رانده شدند، این اراذل عمامه به سر هم به زبالهء تاریخ سپرده خواهند شد، چشم اندازی زیبا برای مردم ایران داشت. اصلی ترین اصل، استوار ترین تکیه گاه برای ملتی ستمدیده امید و ایمان است؛ باید به این سلاح مسلح شد، و هرگز اجازه نداد هیچ کس و نهاد و رژیم و ستمگری ما را خلع سلاح کند. تمام هم و غم و کوشش زورگویان، خودمحوران، جهانخواران و حاکمان در راستای خلع سلاح انسان ها از امید و ایمان است. می خواهند دخترک تن فروش نا امید شود. می خواهند معتاد از زندگی دل ببرد، می خواهند دانشجو به توان خود شک کند، می خواهند کارگر و معلم برای حق خود اعتراض نکند؛ و می خواهند دگراندیش نیندیشد. می خواهند آن کُنی که آنها می گویند، آن شوی که آنها می خواهند، از خود و توان خود دل بکنی و تن به سرنوشت بدهی. به خود و توان خود باور نداشته باشی. می خواهند به تو بگویند که فقط یک نفر بیشتر نیستی. می خواهند خلع سلاح شوی. می خواهند منزوی شوی. پاسخ به این خواست همیشه یک کلمه است: هرگز! یکنفر هستم اما به اندازه یکنفر از رژیم متنفرم و به اندازهء یکنفر گوشه ای از شانهء رژیم را به خاک خواهم رساند. نا امیدی، و پذیرش شکست هرگز! این رژیم رفتنی است. نیروهای میرا از صحنه خارج خواهند شد.
اصل پایه – نقش آفرینی مردم: می خواهند به ما بقبولانند که این جنگ یک جنگ خصوصی است. مردم در آن نقشی ندارند. دعوا بر سر صحیح بودن قرائت اول از اسلام یا قرائت دوم از اسلام است. می خواهند به همه بقبولانند که اصل دعوا بر سر اسلام است. خمینی در همان اوائل 57 گفت که مردم برای نان و آب انقلاب نکرده اند، بلکه برای اسلام بوده است. باید این مهم را برای خود و برای آنها جا انداخت که اصلا جنگ بر سر بود و نبود اسلام، بر سر درست یا غلط بودن اسلام، بر سر بهتر بودن یک نگرش از اسلام بر دیگری، نیست. اصلا اسلام صورت مساله نیست، بلکه و بر عکس آنچه خمینی صفتان و مرتجعین می خواهند القا کنند اصل دعوا بر سر نان، کار، مسکن، و آزادی است و هیچ چیز دیگر. و دقیقا به این دلیل است که نقش آفرینی مردم شرط و اصل پایه است. بدون دخالت مستقیم و دائم مردم سرنگونی رژیم موفق نخواهد بود. بدون دخالت و نقش آفرینی مستمر و مستقیم مردم سرنگونی معنی ندارد.
اصل پایه – روش مبارزه: در زمانی که لولهء اسلحه به سوی مردم گرفته شده است، باید به سوی دشمن آتش گشود. باید به این اصل، همچون دو اصل فوق، ایمان داشت. در غیر اینصورت دشمن در تمام مراحل چند فاز جلوتر از مردم خواهد بود، و بر روند مبارزه سلطه خواهد داشت. می تواند با گشودن چند رگبار گلوله روند تظاهرات و یا اعتراضات اجتماعی را در نطفه خفه کند. این اصل را پیشکسوتان فدایی امیرپرویز پویان، مسعود احمدزاده و بیژن جزنی آزمودند و نتایج مثبت آن در بهمن 57 بخوبی مشاهده شد. آنها تک نمودهایی بودند که بظاهر منفرد بودند، اما قلیل بودن کمّی آنها با پویایی اندیشه شان جبران شد، و تفکری انقلابی و همیشگی پایه ریزی شد. آنها با تکیه بر سلاح امید و ایمان، و با اتکا به مردم، از تک نمودها اسطوره ساختند؛ و شاه و ارتجاع به درستی خطر را دیدند و رهبران انقلابی فدایی را از سر راه خود برداشتند تا ارتجاع رشد کند، و فاشیسم مذهبی جایگزین نظام سلطنتی شد. تا در فقدان رهبری ذیصلاح برای بازسازی اندیشه ای نوپا، اما پویا و سکولار، اندیشهء ارتجاعی رشد کند؛ تا مردم به جنگ بین این قرائت اسلام با آن قرائت اسلام عادت کنند. تا اذهان کور شود، و به این باور نرسند که راهکار دیگری هم هست. آری، می توان هچون امیرپرویز پویان به چهرهء کریه اپورتونیسم و بقا پوزخند زد. می توان همچون ماهی سیاه کوچولوی بهرنگی علیه موج سواران و جوحاکم حرکت کرد، و به محیط ساخته و پرداخته شده عادت نکرد. آری می توان ماهی سیاه کوچولو شد؛ برای رسیدن به حقیقت حتما نباید نهنگ بود. ماهی های سیاه کوچولو می توانند با همدلی و همبستگی تور اختناق را پاره کنند. البته اگر امکان وصل به نیروهای منسجم مترقی، رادیکال و سرنگونی طلب باشد، چه بهتر.
اصل پایه – آگاهی: اما برای ایرانی بهتر، برای ایرانی که دیگر بار به باتلاقی مشابه فرو نرود، باید آگاه شد. باید آگاه شد!باید آگاه شد! باید بیشتر دانست، باید سیستماتیک تر تنظیم رابطه کرد. باید برای مردم و با مردم بود. در زیر سایه چماق، در زمانی که زورگویان دهانت را می بویند، در جایی که کوچکترین انتقاد با شدیدترین عکس العمل روبرو می شود، باید بیشتر آگاه شد، بیشتر آگاه کرد. امید و ایمان برآمده از شور و شعور خدشه ناپذیر است. تحمیق غیر ممکن می شود. زورمداران می خواهند ما را تحمیق کنند. می خواهند ندانیم که بر سر ما چه می آید. می خواهند خفقان بگیریم. بقول مصدق «... خفه كردن صداي مردم كار سياست استعماري است . روش آنهاست كه نفس كسي در نيايد تا هر كاري دلشان مي خواهد بكنند...» باید از خفه شدن جلوگیری کرد. باید هرچه بیشتر به کیفیت فرهنگ مبارزاتی خود افزود. باید پذیرفت که دلیل عمدهء پیروزی زورمداران، فقر فرهنگی ما است. فقر فرهنگ مبارزاتی ما است. باید آگاه شد! باید آگاه کرد! باید شعور را در کنار شور گذاشت. این است تفاوت فاحش مبارز رادیکال مسلح با تروریست. هرکس می تواند مسلح به آتشبار شود. هرکس می تواند علیه جهانخواران مسلح شده و دنیا را بر زورمداران سیاه کند، هر کس می تواند شعارهای دهان پر کن ضد امپریالیستی بدهد، اما نمی توان جنگیدن را دلیلی بر حقانیت خود عرضه کرد. القاعده به خیلی ها در سطح جهان تیر و تفنگ می دهد، اما تنها راندمان آنها قتل و کشتار و تروریسم است و گسترش بنیادگرایی. آنها بنام آزادی انسان، انسان را به خون می کشند. ظاهرا آنها مبارزترین مبارزان هستند. جان بر کف در برابر ستم اشغالگر، در برابر ارتش امپریالیسم سینه ستبر کرده اند. اما اگر به اندیشه، راندمان و آنچه تولید کرده اند، به هزاران شهروند عراقی که بخون خود غلطیده اند، به صد ها شهروند افغانی که کشته شده اند، به آنهایی که در 11 سپتامبر کشته شدند، توجه کنیم همه مؤکد یک واقعیت است، آنها آدم کُشانی هستند که شور و شعور بر آنها حاکم نیست. عوامل القاعده و امثالهم تحمیق شده اند چرا که تنها به شور مسلح شده اند. شور، بدون شعور و آگاهی، و بدون ایمان و اعتماد به نفش آفرینی و تشخیص مردم، در منتهاالیه به ضد مردم تبدیل می شود. به لباس شخصی ها و پاسداران ارتجاع نگاه کنید – سری پر شور، اما تهی از آگاهی و دانش و اعتقاد به مفاهیم پایه همچون آزادی، عدالت اجتماعی، و حقوق بشر دارند. باید به این روش از مبارزه پشت کرد. باید بدانیم و آگاه باشیم که چه بوده ایم، چه هستیم و چه می خواهیم بشویم. نادیده گرفتن و پشت کردن به اصل آگاهی یعنی پشت کردن به رادیکالیزم و مفهوم آزادی، و در نتیجه به بیراه کشاندن سه اصل اول

6 دیدگاه
(برای ثبت در صفحه، اینجا را کلیک کنید):

Hadi.Khojinian گفت...

موفق باشی رفیق

صمد گفت...

با سلام و تحیت خدمت علی ناظر

تقریبا سه چهار سال پیش بود که با سایت دیدگاه شما آشنا شدم.که شانسی بود که در زندگی مبارزاتی من نصیبم گردید.چون در آنجا با انسانهای فرهیخته و شرافتمندی چون ایرج مصداقی و همنشین بهار و همچنین خود شما و....آشنا شدم.

و باید در ضمن اشاره داشته باشم که من یکی از هواداران مارکسیست شورای ملی مقاومت هستم.

و همیشه از تخریب های جدی شما نسبت به مجاهدین خوشحال میشوم.تخریب میگویم به خاطر اینکه اصلاح طلبان کلمه انتقاد را به غل و زنجیر کشیده اند.مخصوصا که وقتی از انتقاد سازنده حرف میزنند.چون به قول مراد فرهادپور نقدی که تخریب نکند اساسا نام نقد را نمیتواند به خود اختصاص دهد.
خلاصه الان کافی نت دارد میبندد بعدا توضیح میدهم.
دوستت دارم رفیق
صمد-آذربایجان غربی(سلماس)

جمال فراهانی گفت...

آقای ناظر گرامی با سلام و تبریک به خاطر راه اندازی وبلاگتان.
به امید همبستگی و اتحاد هر چه بیشتر تمامی نیروها ی انقلابی و آزادیخواه وسرنگونی طلب.تلاشهای انقلابی و صادقانه شما در مبارزه با دشمنترین و جلادترین جلادان خلق و میهنمان شایان سپاس و تقدیر میباشد.
البته به نظر من بر پایه اصل چهارمی که اعلام کرده اید(آگاهی)،این منظور با سایت دیدگاه بیشتر اجرائی میشد تا با یک وبلاگ.

پیروز باشید.

مهدی جعفری گفت...

با سلام به علی ناظر
و باآرزوی اینکه این شب سیاه و تیره و حکومت ظالم وآدمخوارآخوندها شرشان راهرچه زودتر از سر مردم ایران کم کنند و آزادی و آبادی در میهن اسیر و در زنجیرمان شکوفان گردد. از همت و پشتکاریت در راه آگاهی و آزادی قدردان و سپاسگزارم . موفق باشی

زری گفت...

سلام آقای ناظر . لینک وب لاگ شما را اضافه کردم و برایتان آرزوی موفقیت میکنم . هرصفحه ای که علیه جمهوری اسلامی گشوده شود گامی است درمسیر آزادی
زری اصفهانی
zariyaddastha.blogspot.com

بادبان گفت...

ناظر عزیز امیدوارم چپ و راست فضایی باشد برای روایت کردن و درددل کردن، فضایی برای دفاع کردن از آرمانها و از خواسته‌ها و آرزوها و تا زمانی که یک نویسنده حرفی برای گفتن داشته باشد. خوشبختانه اینترنت فضایی است که کسی بر آن حکومت نمی‌کند و همه به‌سادگی می‌توانند اطلاعات خود و یا دیگران را در دسترس عموم قرار بدهند. آرزومندم چپ و راست فضایی بشود که آزادی قلم کلمه کلیدی آن باشد . برای بیان عقیده و افکار خود و آشنایی با ایده‌های نو.
موفق باشی بادبان

تقلب در نمایش انتخاباتی - مستند 88

تیر اندازی که منجر به کشته شدن تظاهرکنندگان شد

حکومت الهی [بار دیگر؟ با قرائتی دیگر؟]

حکومت الهی [بار دیگر؟ با قرائتی دیگر؟]
روی عکس فشار دهید [شنیداری]

فریب الهی [بار دیگر؟ با قرائتی دیگر؟]

فریب الهی [بار دیگر؟ با قرائتی دیگر؟]
روی عکس فشار دهید [شنیداری]

حکومت الهی و صدای مشکوک

حکومت الهی و صدای مشکوک
منبع: خبر جنوب، صفحه 8