‏نمایش پست‌ها با برچسب اندیشه ورزی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اندیشه ورزی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ خرداد ۱۰, یکشنبه

تجدید عهد

[درنگی نه...، پائیز 2006]
مینا اسدی

خفه شوید آقا!
شما هم ساکت باشید خانم!
- فقط چند ثانیه -
و فریاد کودکان گرسنه ی جهان را بشنوید
وقتی که ناز پروردگان شما
ویتامین های اضافه را استفراغ می کنند
و بانگ " ادعا " هایتان
گوش فلک را کر می کند
خفه شوید اقا!
و شما هم چند ثانیه
- فقط چند ثانیه -
زبان به دهان بگیرید خانم!

انتخابی برای ترمیم ماشین دولتی

[چپ و راست، 10 خرداد 1388]
شورای کار
بار دیگر جناح باندهای حکومتی، زیر نام «انتخابات ریاست جمهوری» هیجاناتی مسموم برپا کرده‌اند. طراحان، برای ربودن سهم ‌بیشتری از رانت‌های اقتصادی و سیاسی با تعویض یا ترمیم چرخ مستعمل ماشین فرسوده دولتی، از این پیچ تا آن گذرگاه ابزار سرکوب طبقاتی را کارگزاری می‌کنند. جدا از این که در ایران زیر طناب‌های دار حکومت ایدئولوژیک و استبداد مضاعف سرمایه‌داری، تناقضاتی به نام «انتخابات»، «مجلس» و... دهن کجی است به شعور و ذهن مردم، در همین حال، کمدی کنونی، میان‌پرده‌‌های یک تراژدی اجتماعی نیز می‌باشد. شورای نگهبان در ایران، از سوی «ولی فقیه»، انتصاب می‌شود، چهار مهره دستچین شده را از فیلتر می‌گذراند، این خرمهر‌‌ه‌ها که در تمامی این ۳۰ سال پیش‌برندگان سیاست‌های بهره کشی طبقاتی و سرکوب حکومتیان بوده‌‌اند، روی صحنه می‌آیند، با نمایش انتخابات نوبت به مردم می‌رسد که محکومان به اسارت‌گیرندگان خود را انتخاب کنند، مجلس اسلامی که خود از سوی شورای نگهبان و ولی فقیه برپا ‌شده‌، مهره‌ی اصلی مورد تأیید شورای نگهبان را برمی‌گزیند و سرانجام، ولی فقیه است که باید به نمایندگی از «الله» مهره‌ی از تمامی فیلترهای حکومتی گذر کرده‌را تأیید، مردود و یا برکنار کند. این روند اهانت آمیز به شعور انسان، برای دهمین بار در این سی سال جاری در خون و جنایت، پیوسته تکرار می‌‌شود. در چنین روندی است که شیاد‌«دوم خرداد» پس از ۸ سال فریب در هنگام سپردن جا به چرخ پنجم دیگر در سال ۸۴ اعلام کرد که او «یک تدارکات‌چی» ‌بیش نبوده است.

۱۳۸۸ خرداد ۸, جمعه

زبان تازه ! تحلیلی بر تغییر

[چپ و راست، 7 خرداد 1388]
بیژن نیابتی

ایران ، سال 1388 را با پیام رئیس جمهوری جدید ایالات متحده و پاسخ سریع مقام معظم ! رهبری آغاز می کند. لابی رژیم " جمهوری اسلامی" که با پیام اوباما از شادی در پوست خود نمی گنجید و می راند ، با پاسخ خامنه ای دوباره سگرمه هایش درهم رفت . با اینحال هیچکس به اندازه رژیم و راس آن نتوانست مفهوم واقعی پیام مذکور را درک و واکنش مناسب نشان دهد . در میان کوتوله های سیاسی اما ، کار تا آنجا پیش رفته است که بعضا ابلهانه نه فقط از " زبان تازه" حاکمیت جدید در رابطه با معضل ایران که از پایان رسمی ! سیاست "رژیم چنج" از سوی ایالات متحده سخن می گویند . البته اینها بیش از آنکه عقل خودشان قد بدهد چشم بدهان این و آن مقام بعضا ارشد در دولت آمریکا بوده و هستند که هرازگاهی قویا ! بحث تغییر رژيم را رد کرده و صحبت از تغییررفتار ! در باغ وحش جمهوری اسلامی می کنند . هر چند که این دیگر چندان چیز جدیدی که مختص دولت اوباما باشد نبوده و مقامات دولت قبلی هم در کنار تاکید پیوسته برعضویت ایران درمحور شرارت ، بارها بر این موضوع کذایی تاکید کرده بودند. بگذریم که بعضیها هم اصلا قبول نداشته اند که ایالات متحده هیچگاه بدنبال تغییر رژيم درایران بوده است !

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه

دادگاه بین المللی کیفری

[سایت ایران لیبرال، 27 اردیبهشت 1388] شَنیداری
گفتگو با دکتر سعید محمودی( استاد حقوق بین الملل دانشگاه استکهلم )
گفتگو با علی شاهنده :( حقوقدان )
دادگاه بین المللی کیفری گفتگو با دکتر سعید محمودی(رئیس دانشکده حقوق و استاد حقوق بین الملل دانشگاه استکهلم ) بخش 2
گفتگو با علی شاهنده :( حقوقدان )

یادداشتهایی بر « چه باید کرد؟»

[چپ و راست، دریافتی 24 اردیبهشت 1388]
کمونیستهای انقلابی
نوشتۀ حاضر از طرف یک محفل مارکسیستی – لنینیستی در اختیار سازمان ما قرار داده شده است، تا به انتشار خارجی آن مبادرت ورزیم. ما معتقدیم که علیرغم وجود برخی اختلاف نظرات سیاسی، دست زدن به بعضی همکاریها در سطوح مختلف ضروری و نیز ممکن است. همکاریهای مزبور نیز نباید موجب پرده پوشی یا فراموشی اختلافات گردد بلکه باید با دقیق تر کردن و روشن تر نمودن آنها و مبارزه برای رفع این اختلافات همراه باشد، تا بدین وسیله به گسترش و تعمیق وحدت نظر در میان بخشهای مختلف جنبش یاری رساند.رفقای مزبور از جمله در نوشتۀ دیگری برخوردی انتقادی به نظرات سیاسی ما کرده‌اند که ما آنرا در شمارۀ بعدی «کمونیست» همراه با جوابیۀ سازمان منتشر خواهیم کرد.

۱۳۸۸ فروردین ۱۷, دوشنبه

فلسطینیان امروز و یهودیان آن روز

[چپ و راست، دریافتی 3 فروردین 1388]
محمدرضا شالگونی

مصیبتی که فلسطینیان امروز از سر می گذرانند ، شباهت خیره کننده ای به مصیبت یهودیان گرفتار در چنگال خونین آلمان هیتلری دارد. غزه امروز شبیه ترین جاست به گتوی ورشو در سال ١٩٤٣ . یهودیان زندانی شده در گتوی ورشو حدود ٣٨ در صد جمعیت شهر ورشو لهستان را در سال ١٩٤۰ تشکیل می دادند و در فضائی که کمتر از ٥/٤ در صد مساحت ورشو بود ، زندانی شده بودند. در نوامبر آن سال نازی ها دیواری بر دور آن برافراشتند و برای کنترل آن نگهبانان مسلح گماردند و شروع کردند به گرد آوردن یهودیان لهستان در آن مکان. در داخل گتو ، بیکاری و گرسنگی و بیماری چنان بیداد می کرد که در طی دو سال حدود یک چهارم جمعیت آن زندان بزرگ جان باختند. از اواخر سال ١٩٤٢ ارسال جمعیت گتوی ورشو به اردوگاه مرگِ تربلینکا شروع شد. یهودیان نگون بختی که تا آن موقع مصیبت تحمل ناپذیرشان را بدون مقاومتی چشم گیر تحمل کرده بودند ، با پی بردن به مقصد کاروان های مرگ ، به تدارک قیام پرداختند. از آغاز سال ١٩٤٣ جوانه های مقاومت ظاهر شد ، نازی ها برای مدتی کاروان های مرگ را متوقف کردند ، اما یهودیان که به طرح شیطانی آنها پی برده بودند ، دیگر حاضر نبودند بدون مقاومت گردن شان را به دست جلاد بسپارند. و از این جا بود که قیام پرشکوه گتوی ورشو در ١٩ آوریل ١٩٤٣ ( در شب عید فصح یهودیان ) شروع شد و جوانان یهودی شجاعانه به جنگی رویارو با نیروهای ارتش آلمان برخاستند. ارتش نازی تنها با منفجر کردن و به آتش کشیدن خانه به خانه گتوی ورشو و قتل عام ساکنان آن بود که توانست آن قیام دلاورانه را در هم بشکند.

۱۳۸۸ فروردین ۱, شنبه

اصولی کیست؟ - بخش چهارم

[علی ناظر - 1 فروردین 1388]
این بخش را با این گفته از مجاهدین آغاز می کنم:
«.. اگر هدف ما در مقطع کنونی فعال کردن و جلب حداکثر نیروها علیه دیکتاتوری باشد در اینصورت باید بدون عجله و چپ روی پا به پای وسیعترین امواج توده ای حرکت کنیم [...] رژیم سعی دارد با خونبار کردن تظاهرات و مارک تروریسم، بهای حرکت توده ای را بالا برده و از این طریق، آنرا به تجزیه و ضعف بکشاند..».
«... صحیح ترین نقش برای جنبش مسلحانه این است که برای جنبش دموکراتیک نقش "چتر حفاظتی" و تضمین کننده را بازی کند.» مجاهدین در ادامه بر چند نکته تأکید دارند: «عمل مسلحانه را حتی المقدور با نیازهای جنبش دموکراتیک تطبیق دهد»، «با تمام امکانات گسترش جنبش دموکراتیک را تشویق و ترغیب کند»، «با رهبری سیاسی جنبش مذکور در رابطه باشد»، «در حالی که ابتدا بساکن نبایستی عمل کند ولی وقتی رژیم خشونت نشان داد آنوقت باید مکانیسم چتر حفاظتی و دفاعی را بطور مسلحانه بکار انداخته و جواب متناسب را به رژیم بدهد...»، «... این جواب باعث خواهد شد که روحیه مردم که خود را زیر چتر حمایتی می بینند تقویت شده و بفرصت طلبان و سازشکاران امکان عرض اندام و تجزیه کردن صفوف مردم داده نشود. بالمآل جنبش مداومت یافته و تقویت گردد.».

۱۳۸۷ بهمن ۳۰, چهارشنبه

ديپلماسي مستقيم در هاله اي از ابهام

[صبح صادق - سپاه پاسداران، 28 بهمن 1387]
صبح صادق سياست اعلامي اوباما در قبال ايران را بررسي مي كند
سيامك باقري
«اوباما» در اولين كنفرانس خبري خود، رويكرد اجمالي كاخ سفيد در قبال ايران را « ديپلماسي مستقيم» اعلام كرد. اين موضعگيري كه در آستانه جشن سي ساله انقلاب اسلامي اتخاذ شد داراي چند محور اصلي است: 1
- گروه امنيت ملي من در حال بازنگري سياست فعلي آمريكا در قبال ايران هستند. 2
- مشغول بررسي حوزه هايي هستند كه مي توان در آنجا مذاكرات سازنده داشت وتعامل مستقيم با آنها برقرار كرد.
3- اميدواريم كه بتوانيم در چند ماه آينده فرصت هايي ايجاد شود تا براساس آن بتوانيم رودر رو پشت يك ميز بنشينيم.
اظهارات فوق كه بازتاب هاي گسترده اي را در رسانه هاي آمريكايي و غربي داشته و به طور عمدي نيز برجسته سازي و بزرگنمايي شده است، اين سوالات را به ذهن متبادر مي سازد:

۱۳۸۷ بهمن ۲۲, سه‌شنبه

اصولی کیست (بخش سوم)

[علی ناظر - 22 بهمن 1387]


پیش گفتار
با وجود اینکه اسم مجاهدین از لیست تروریستی اروپا حذف شده، اما موقعیت ساکنان اشرف هنوز مورد توجه بسیاری است. این سلسله نوشتار به این موضوع از زاویه ای متفاوت می نگرد و سعی می کند مفهوم «اصولی کیست؟» را در چارچوب «نگرش دینی» بررسی کند. در این بخش(سوم)، به گوشه هایی از زندگی حسن و حسین و مقوله عاشورا نگاهی خواهم انداخت. این بررسی نه از جایگاه روضه خوانی برای حسین در عاشورا، و نه از سکوی نقد به «دین» اسلام، بلکه ارزیابی وقایع تاریخی است آنطور که منابع معتبر گزارش کرده اند. لازم است بگویم که برخی از مباحث در این بخش در ارتباط مستقیم می باشد با آنچه در بخش های نخست و دوم آمده است.


۱۳۸۷ بهمن ۸, سه‌شنبه

اصولی کیست؟ - بخش دوم

[علی ناظر 9 بهمن 1387]

پیشگفتار
پیش از هرچیز لازم است روی یک نکته تأکید کنم: من نه عالم علم فقه هستم، نه باورمند به اندیشه «خدا» پرور، و نه در اینجا قصد تاریخ نگاری دارم. مثال ها و وقایع تاریخی مورد استفاده در این نوشتار از حوزه «دین» انتخاب شده اند. نه به این خاطر که من به آیات قران باور دارم، و یا این که قران و اسلام راهنمای من است. ولی بنا به دلائلی که در قسمت نخست اشاره کردم در این نوشته، سعی خواهم کرد تا با برخورداری از داده های تاریخی (دینی)، برداشت های خودم را در رابطه با این پرسش که "اصولی کیست؟" ارائه بدهم. می خواهم با توسل به ذکر این وقایع تاریخی، به پاسخ سوال اصلی این سلسله از نوشته ها برسم. و با هم این سئوال را بکاویم که اصولی کیست؟ و آیا اصولی بودن با رد «دگماتیسم»، و یا پذیرش «پراگماتیسم»، با «اپورتونیسم» مترادف خواهد بود؟ امیدوارم که در پایان تمام بخش های این نوشتار، بتوانم برای سوال «اصولی کیست؟» پاسخی ارائه دهم.
در بخش نخست، مطرح شد که آیا می توان بدون الگو برداری، و با عبرت آموزی از این حوادث و وقایع تاریخی، پاسخی برای سوال اصلی این یادداشت یافت؟ آیا «کوتاه آمدن» های محمد، و سعه ی صدر او برای پیشبرد استراتژی را می توان پراگماتیسم ارزیابی کرد؟ اگر بپذیریم که محمد «جایز الخطا» بوده، و تنها فرق او با دیگران این بوده که «به او وحی» نازل می شده، آیا می توان تصمیمات محمد را «اپورتونیستی» خواند؟ اگر نه، پس چرا باید تن دادن احتمالی ساکنان اشرف به معاهده ای مانند «حدیبیه» را اپورتویستی دانست؟ و اگر بپذیریم که محمد به راه خود ادامه می داد و بهترین تصمیم ها را می گرفت و برایش مهم نبود که دیگران چه تعریفی از رفتار و مواضع او دارند، چرا ساکنان اشرف نبایستی به این نتیجه برسند که آنها مبارزه می کنند و در مسیر مبارزه هم تصمیم هایی می گیرند که به نظر کسانی غیر قابل قبول است، اما چه باک؟ آنها می دانند که نیت آنها انقلابی است. البته طبیعی است که در اینجا این سئوال هم مطرح شود که آیا تنها «نیت» انقلابی داشتن کافی است؟ بهر رو می خواستم در این بخش برداشت های خودم را از چند واقعه تاریخی در ارتباط با سه امام اولیه ی شیعیان ارائه دهم. اما به دلیل این که متن طولانی می شد و حتما کسالت آور، فقط به امام اول شیعیان (علی) می پردازم. البته بعدا در خلال بررسی تاریخ حسن و حسین، از جمله به این سوال نیز خواهم رسید که آیا واقعه عاشورا حرکتی اصولی بود؟

۱۳۸۷ دی ۲۴, سه‌شنبه

اصولی کیست؟ (بخش نخست)


[علی ناظر 24 دی 1387]
پیشگفتار

مجاهدین در قرارگاه اشرف گرفتار شده اند. کشورهای اروپایی و آمریکا نام آنها را با لجاجت از لیست تروریستی خارج نمی کنند. با وجود اینکه سلاح های خود را تحویل داده اند سران دولت عراق هر روز ساز جدیدی کوک می کنند. اوباما بر مذاکره بی قید و شرط با جمهوری اسلامی پافشاری می کند. خلاصه اینکه نه اوضاع سیاست بین الملل به نفع آنها است و نه شرایط مبارزه قهرآمیز که با آن انس داشته و به آن باور دارند. چنین نیرویی در چنین شرایط بغرنج چه می تواند بکند؟

۱۳۸۷ دی ۱۳, جمعه

فلسفه سیاسی بدون سیاست

[خبر آنلاین 10 دی 1387]
شانتال موفه، نظریه‌پرداز سیاسی معاصر، در مقاله زیر به بررسی اشکال مختلف لیبرالیسم و چگونگی تعامل آنها با هم می‌پردازد و در خلال بحث خود به آراء ریچارد رورتی و جان راولز به عنوان دو نمونه معاصر اشاره می‌کند. آیا جداکردنِ لیبرالیسم سیاسی از واژگانی که عقل‌گرایی روشنگری برایش به میراث گذاشته، از یک‌سو، و جداکردن آن از دلالت‌های ضمنی‌ای که به واسطه پیوند دیرپای‌اش با لیبرالیسم اقتصادی کسب کرده، از سوی دیگر، شدنی است؟ به گمان من، برای تدقیق یک فلسفه سیاسی مدرن و دموکراتیک، این یک پرسش حیاتی است.

۱۳۸۷ دی ۸, یکشنبه

هانتینگتون سوار بر موج آخر

[چپ و راست: گزیده شده به مناسبت درگذشت ساموئل هانتینگتون]
[فرارو 8 دی 1387]
روایتی از اندیشه خالق «برخورد تمدن» ها
روز گذشته ساموئل هانتینگتون در سن 81 سالگی در ماساچوست امریکا درگذشت. بدون شک وی یکی از تاثیرگذارترین نظریه پردازان علوم سیاسی و مطالعات استراتژیک است که نظریاتش بازخورد های گسترده ای در جهان داشته است.

نظریهء «نبرد فرهنگ ها» ی ساموئل هانتینگتون و سیاست های نئوامپریالیستی

[چپ و راست: گزیده شده به مناسبت درگذشت ساموئل هانتینگتون]

[مداد 6 اکتبر 2007]
آینده ای که ساموئل هانتینگتون در رسالهء معروفش «نبرد فرهنگ ها » پیش بینی می کند، آینده ای ست توأم با تباهی. به نظر او در قرن بیست و یکم میان مسلمانان و مسیحیان جنگ های مذهبی خونین درخواهد گرفت. بسیاری از طرفداران این نظریه یازدهم سپتامبر و اشغال نظامی عراق را درآمدی بر جنگ های مذهبی آتی در نظر می گیرند و این دو واقعه را نشانه هایی از درستی نظریهء هانتینگتون می پندارند.

جهان در آستانه جنگ جهانی سوم(مصاحبه با پروفسور هانتینگتون)

[چپ و راست: گزیده شده به مناسبت درگذشت ساموئل هانتینگتون]
[موعود 12 فروردین 1384]

مصاحبه با پروفسور ساموئل هانتينگتون، درباره هراس او از رويارويى تمدنها و نقاط ضعف غرب
مترجم: ق. طولانى

اشاره: با نزديك شدن به پايان هزاره‌‌سوم، نظريات آينده پژوهانه مختلفى‌‌از سوى انديشمندان ابراز شده است. برخى از اين نظريات قرن آينده را قرن‌‌صلح و تفاهم جهانى يا رسيدن به‌‌نقطه مشتركى همچون عقلانيت ودمكراسى ليبرال دانسته‌‌اند. اما، برخى‌‌ديگر «آينده‌‌اى ديگرگونه‌‌» را به‌‌تصوير مى‌‌كشند. در نظر آنان‌‌فرارسيدن آينده به معناى تقابل ميان‌‌حوزه‌‌هاى تمدنى و دينى است‌‌«ساموئل هانتيگتون‌‌» انديشمندى‌‌است‌‌به طور مشخص در كتاب‌‌«برخورد تمدنها» به اين موضوع‌‌اشاره مى‌‌كند.
از آنجا كه مباحث مربوط به‌‌آينده‌‌پژوهى در حوزه‌‌هاى مختلف‌‌دينى و فرهنگى در شماره‌‌هاى گذشته‌‌«موعود» پيگيرى شده است; در اين‌‌شماره نيز گفتگوى مجله اشپيگل با«ساموئل هانتيگتون‌‌» -بدون هرگونه‌‌داورى در اين باره تقديم خوانندگان‌‌عزيز مى‌‌شود.

مبتکر نظریه «برخورد تمدن‌ها» درگذشت

[چپ و راست: گزیده شده به مناسبت درگذشت ساموئل هانتینگتون]
[رادیو فردا 8 دی 1387]

ساموئل هانتینگتون، استاد علوم سیاسی، که در کتاب بحث‌انگیز «برخورد تمدن‌ها» برخورد و کشمکش جهان غرب با جهان اسلام را پیش‌بینی کرده بود در ۸۱ سالگی درگذشت.
هانتینگتون که مدت ۵۸ سال در دانشگاه هاروارد تدریس کرد و در سال ۲۰۰۷ از این سمت بازنشسته شد در سال‌های ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ در شورای امنیت ملی دولت جیمی کارتر فعالیت کرد.
هانتینگتون در سال ۱۹۹۶ در کتاب «برخورد تمدن‌ها و بازسازی نظم جهانی» جهان را به چند تمدن رقیب تقسیم کرد که عمدتا بر اساس سنت‌های مذهبی مسیحیت، اسلام، و یهودیت بنا شده‌اند و پیش‌بینی کرد که رقابت و کشمکش میان این تمدن‌ها امری ناگزیر است.
این استاد علوم سیاسی برخلاف دیگر تحلیل‌گران که ایدئولوژی را سرچشمه تمام کشمکش‌ها می‌دانستند مذهب را اساس تمام تضادها پس از جنگ سرد می‌دانست.

۱۳۸۷ دی ۶, جمعه

پاسخ به اشكالات عبدالکریم سروش درباره وحي و قرآن - ‏سفير حق و صفير وحى ‏

[بخشی از پاسخ حسینعلی منتظری به اشكالات عبدالکریم سروش درباره وحي و قرآن - ‏سفير حق و صفير وحى ‏]
‏جناب آقاى دكتر سروش دامت توفيقاته تبيين نظريه خود را اين گونه‏ ‏ادامه داده اند: ‏ ‏"آيا درست تر نيست كه اين قبض و بسط را در وجود پيامبر ببينيم كه‏ ‏چون آموزگارى درمانگر (شفا و تعليم را قرآن دو رسالت اصلى رسول‏ ‏مى‎داند) براى دادن دروسى چند (همان نكته هاى حكمت و ميوه هاى‏ ‏نبوت كه او از فرط لبريزى و بهجت مى‎خواست با ديگران در ميان‏ ‏بگذارد - (يعلمهم الكتاب والحكمة) (جمعه ، 2) و گشودن گره هايى‏ ‏چند (كه دردمندانه و مشفقانه از آنها رنج مى‎برد - (عزيز عليه ما‏ ‏عنتم) (توبه ، 128) به بعث و انگيزش الهى پا به مدرسه اجتماع مى‎گذارد‏ ‏و به تعليم جاهلان و درمان بيماران مى‎پردازد. دستمايه اصلى او همان‏ ‏جان پاك و زندگى پر آزمون و دل دردمند و خيال هنرمند اوست كه‏ ‏جبرئيل را هم (به زبانى دينى) به آستانه عقل مى‎كشاند و او را به رويت‏ ‏حقايق واپسين و بازخوانى تجربه هاى زندگى موفق مى‎كند. حكايت‏ ‏حيات و جهان را كه در چشم او اينك چهره ديگرى يافته اند، با‏ ‏مخاطبان درميان مى‎گذارد و با بهجت و بلاغت تمام با آنان از‏ ‏كشف هاى تازه اى كه نصيبش شده است سخن مى‎گويد: از اينكه جهان‏ ‏را روشن مى‎بيند و به روشنى مى‎بيند كه جهان بر پاى خود نايستاده‏ ‏است ، و همه چيز الهى است ، و او همه جا حضور همه جانبه دارد،‏ ‏و چون خورشيدى همه آفاق را روشن كرده است . به هرجا روكنى با او‏ ‏روبرو مى‎شوى . باد و باران را او مى‎فرستد، گياهان را او مى‎روياند،‏ ‏جان ها را او مى‎دهد و مى‎ستاند، زندگى كاروانى است روانه به‏ ‏مقصدى ، آدمى را بيهوده نيافريده اند. چشمان ناظرى در عالم هست كه‏ ‏نيك و بد را تميز مى‎دهد. به خود مى‎نگرد كه روزى يتيمى بينوا و گمراه‏ ‏بود و اينك دلى روشن و جانى هدايت يافته و همسرى ثروتمند دارد و‏ ‏اين همه را از خدا مى‎بيند و مى‎گيرد: (الم يجدك يتيما فآوى و‏ ‏وجدك ضالا فهدى و وجدك عائلا فاغنى) (سوره ضحى) و‏ ‏سپاسگزارى و نيكوكارى را پاسخ اين همه انعام مى‎شمارد و به شاگردان‏ ‏درس شاكرى و فرمانبردارى مى‎دهد و از نافرمانى و منعم ناشناسى و‏ ‏كجروى و خودخواهى و "جاهليت " شاگردان گله مى‎كند... .

دين و ناقدان روشنفکر آن

نويسنده: پل تيليش
مترجم: محمد سعيد حنايي کاشاني، ۳۰ فروردين ۱۳۸۷
آيا دين و انديشه با يکديگر در ستيزند؟ يا به تعبير فنی‌تر، «ايمان» و «عقل» و «دينداری» و «انديشه‌گری» يا «روشنفکری» با يکديگر ناسازگارند؟ اديان مختلف و سنتهای دينی مختلف برای اين پرسش پاسخی يکسان ندارند. تجربه‌‌ی تاريخی هر دينی نشان می‌دهد که جريانهای مختلفی از ابتدای ظهور هر دين تا استقرار و تثبيت و سپس انحطاط و تحريف آن دين در دوره‌های بعد عهد‌ه‌دار تأويل خود دين بوده‌اند. پيامبرانی که در يک سنت دينی قرار داشته‌اند مدعی نبوده‌اند که دين تازه‌ای آورده‌اند. آنان کوشيده‌اند نشان دهند که چگونه منفعت‌طلبی و دنياطلبی عده‌ای سبب شده است که سنت خدا واژگون شود و کسانی که به خدا و پيامبران او دروغ می‌بندند از آن در جهت مقاصد خود بهره‌برداری کنند و انسانها را گروه گروه کنند و دست ستم را بر جان و مال گروه بزرگی از امت خود گشوده دارند و بدين وسيله در زمين فساد کنند. يهوديت و مسيحيت و اسلام سه دين با سنتی واحد و با تاريخی متفاوت هستند. در اين سه دين مذاهب و فرقه‌ها و نحله‌های متفاوتی به ظهور رسيده است که هريک به‌تنهايی مدعی داشتن تأويل و تفسيری حقيقی از دين بوده‌اند. اما اگر پيامبران به مدد وحی الهی به اصلاح دين و دادن تأويلی حقيقی از دين برخاسته‌اند، پس از رحلت آنان و انقطاع ارسال رسل از سوی پروردگار، کار تأويل و تفسير دين به کسانی واگذار شده است که از طريق «علم» درصدد فهم دين برمی‌آيند.

ژان- پل سارتر و خشونت

(انديشه‌ی‌ فرانسوی در قرن بيستم: خانه‌ی‌ هنرمندان، چهارشنبه ۲۷ مهر، 1384)
نويسنده: محمدسعيد حنايی کاشانی
امسال تنها صدمين سال تولد سارتر نيست. مادر روزگار در سال ۱۹۰۵ چهار روشنفکر و فيلسوف برای فرانسه به دنيا می‌آورد: پل نيزان، امانوئل مونيه، ژان- پل سارتر و ريمون آرون. ۲۳ سال بعد (۱۹۲۸) هر چهارتن از دانشسرای عالی در رشته‌ی‌ فلسفه فارغ‌التحصيل ‌می‌شوند و در امتحان «آگرگاسيون» (آزمونی برای کسب صلاحيت در تدريس) شرکت می‌کنند. آرون اول و مونيه دوم می‌شود. سارتر مردود می‌شود، اما سال بعد (۱۹۲۹) اول می‌شود و در مرتبه‌ی‌ دوم، که به‌زور می‌شود گفت دوم، چون هيئت ممتحنه به‌دشواری توانستند اول و دوم را معلوم کنند، دختری قرار می‌گيرد به نام سيمون دو بوار که ۳ سال از سارتر کوچکتر است. اين دختر پس از آن دوست و مصاحب تمام عمر سارتر می‌شود. دو تن از اين چهار تن نيمه‌‌ی دوم قرن را نديدند: پل نيزان در ۱۹۴۰ با ترکش نخستين گلوله‌های توپها در جنگ جهانی دوم کشته می‌شود؛ مونيه در سال ۱۹۵۰ ديده از جهان فرو می‌بندد و سارتر در سال ۱۹۸۰ می‌ميرد و آرون در سال ۱۹۸۳.

تقلب در نمایش انتخاباتی - مستند 88

تیر اندازی که منجر به کشته شدن تظاهرکنندگان شد

حکومت الهی [بار دیگر؟ با قرائتی دیگر؟]

حکومت الهی [بار دیگر؟ با قرائتی دیگر؟]
روی عکس فشار دهید [شنیداری]

فریب الهی [بار دیگر؟ با قرائتی دیگر؟]

فریب الهی [بار دیگر؟ با قرائتی دیگر؟]
روی عکس فشار دهید [شنیداری]

حکومت الهی و صدای مشکوک

حکومت الهی و صدای مشکوک
منبع: خبر جنوب، صفحه 8