‏نمایش پست‌ها با برچسب هنر و ادبیات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هنر و ادبیات. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ تیر ۸, دوشنبه

ز هر طرف که شود کشته، سود اینان است

[چپ و راست، 8 تیر 1388]
مینا اسدی

این مقاله ده سال پیش نوشته شده، و حیرانم که هنوز هم به روز است!

این یک نمایش تکراری است: بازگشت قهرمانان... استقبال ما از آنان با اشک و گل و لبخند.
قهرمانان می گویند: بفرمایید... ما می گوییم: خواهش می کنم شما بفرمایید.... قهرمانان می گویند: شما مردمید اول شما... ما می گوییم: شما رهبرید اول شما...

قهرمانان نمی خواهند رهبر باشند... به قصد رهبری نیامده اند اما نمی توانند دل نازک تر از گل مردمان عاشق را بشکنند.
به شوق می آیند... اشک در دیده و بغض در گلو... فروتنان و مهربانان را بوسه باران می کنند... ما راه می دهیم... آنان می گذرند... اول آهسته قدم برمی دارند... به دقت، به اطراف خیره می شوند... شک می کنند... دو گام به جلو و یک گام به عقب... به پشت سرشان نگاه می کنند... ما دست می زنیم.... هورا می کشیم... گل می ریزیم... و آنها را به جلو می رانیم.... می ایستیم تا آنها بروند... بروند به قله ی افتخار و پیروزی... و آنها می دوند تا برسند قبل از آنکه ما پشیمان شویم... دوستشان داریم، دوستان ما هستند... عهد کرده اند... پیمان بسته اند.

ندا

[چپ و راست، 8 تیر 1388]
فرزاد پاییز
چشمانش
ندای بیگناهی بود.
سرورمیهنم بود
بر
تلخی و سیاهی.
ونهیب حیات بود
برمرده گی ودل مرده گی.

۱۳۸۸ خرداد ۱۰, یکشنبه

تجدید عهد

[درنگی نه...، پائیز 2006]
مینا اسدی

خفه شوید آقا!
شما هم ساکت باشید خانم!
- فقط چند ثانیه -
و فریاد کودکان گرسنه ی جهان را بشنوید
وقتی که ناز پروردگان شما
ویتامین های اضافه را استفراغ می کنند
و بانگ " ادعا " هایتان
گوش فلک را کر می کند
خفه شوید اقا!
و شما هم چند ثانیه
- فقط چند ثانیه -
زبان به دهان بگیرید خانم!

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۲, سه‌شنبه

حلقه های یک زنجیر، قطره های یک دریا

[چپ و راست، 21 اردیبهشت 1388]
ترجمه : مهناز قزلو


گرچه تنها زنانيم
هراسي نيست ما را
چه براي كودكان به پا خاسته ايم

آري گرچه تنها زنانيم
براه آينده شان
در پيكار
ما را چه باك

حلقه هاي به هم پيوسته ي يك رنجيريم
قطره هاي يك دريا
آزادي را به چنگ خواهيم آورد
گرچه خفته در چاه

تنها يكي زنانيم
نه! هراسي مان نيست
با تندر تيغ زبانمان در رزم

گر چه تنها زنانيم
چه باك!
با تندر تيغ واژگان بر لب
در رزم و پيكار

حلقه هاي به هم پيوسته ي يك زنجيريم
قطره هاي يك دريا
آزادي را به چنگ خواهيم آورد
گر چه خفته در چاه

آي! بر طاق بلند قدرت لميده
به زير آييد
با گامهاتان به راه ما همراه
با ما كه
حلقه هاي به هم پيوسته ي يك رنجيريم
قطره هاي يك دريا
آزادي را به چنگ خواهيم آورد
گر چه خفته در چاه
آهنگ به زبان سوئدی - لطفا کلیک کنید

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه

دلارا را کشتند ، عدالت جشن گرفت

[سحرگاهان، 2 مه 2009]
م. سحر

یک مطلبی ست که نوشته ام
اصلا نمی دانم چه نوشته ام اما میدانم که اگر نمی نوشتم از غصه می ترکیدم.ـ
احساساتی ست ؟ انشا نویسی ست؟ نفرین نامه است؟ نمی دانم! ـ
هرچه هست همین است!ـ
قصد اصلاحش را هم ندارم
قصد کوتاه کردن و ویرایش مصلحت اندیشانهء آن را هم ندارم. میخواهم عواطف و خشم و تأسف و تأثر و تألم و نیز انزجار خودم را از قتل این دختر مظلوم (من او را مظلوم می دانم حتی اگر در هفده سالگی دست به قتل زده بوده باشد) ابراز کنم. جز این نمی توانستم.
سیاهه ایست حاکی از احساس و نیز روایتگر دیدگاه من دربارهء واقعه ای اجتماعی (همچون قتل دلارا دارابی) که در آن ابعاد گوناگون نگونبختی های میهن ما و ملت ایران در دوران معاصر به شرمسارانه ترین صورت و به دردناک ترین و اسفبار ترین وجهی چهره می نمایاند. ـ
همینطور که می خوانید آغاز شد و ادامه یافت تا جملهء آخر:ـ
«نفرین به نفرینی که بر چنین عدالتی فروباریده نشود.»ـ
از داخل گیومه نهادن مفاهیمی مثل عدل ، عدالت ، خدا ، شیعه ، روحانی ، شرع و امثال آنها پرهیز کردم ، ضرورتی نداشت. خواننده هرکدام از آن مفاهیم را که بخواهد ، به خواست خود و بر حسب درک و انتظار خود در گیومه خواهد نهاد.ـ

۱۳۸۸ فروردین ۱۲, چهارشنبه

30 سال سینما در جمهوری اسلامی

(هفتمین جشنواره ی سینمای ایران در تبعیدپاریس)
پژوهش وگزارش از بصیر نصیبی،
ساعت 6 بعد از ظهر یکشنبه پنجم آوریل 2009

آیت الله ِ انقلاب آمد

[اصغرآقا، 5 فروردین 1388]
هادی خرسندی
بی. شد و بی. شد و سپس سی. شد
ماهواره هم انگلیسی شد
به صدایش اضافه شد سیما
طرح برنامه‌ها حریصی شد
آیت الله ِ انقلاب آمد
نرم، مشغول پنبه‌ریسی شد
در تمنای نفت، ام.آی.سیکس
کاروبارش دعانویسی شد
با همان مهره های «ایرانی!»
باز مشغول کاسه‌ لیسی شد

۱۳۸۸ فروردین ۱۰, دوشنبه

دنیای مجازی چیست؟

[چپ و راست، دریافتی 9 فروردین 1388]

۱۳۸۸ فروردین ۴, سه‌شنبه

وثوقی: با همه محدودیت‌ها، سینمای ایران قابل تقدیر است

[رادیو فردا، 4 فروردین 1388]
شهرام میریان
خلیل وثوقی (بعدها بهروز) در سال ۱۳۱۶ در خوی (آذربایجان غربی) متولد شد. نخستین فیلمی که در آن بازی کرد «صد کیلو داماد» نام داشت. با فیلم «قیصر»ِ مسعود کیمایی پرآوازه شد. او همسر سابق گوگوش است. هنگامی که به آمریکا رفت تا در فیلمی از بهمن زرین‌دست بازی کند، در ایران انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و از آن هنگام به ایران باز نگشت. وثوقی در سال ۱۹۷۳ جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره جهانی فیلم هند در دهلی را برای بازی در فیلم تنگسیرو در سومین جشنواره جهانی فیلم تهران در سال ۱۳۵۳ برای بازی در فیلم گوزن‌ها از آن خود کرد.

۱۳۸۷ اسفند ۱۶, جمعه

بانویِ من ، امروز روز توست

[چپ و راست، دریافتی 6 مارس 2009]
( زن ایرانی و هشت مارس )
جمشید پیمان ، 3 ـ 3 ـ 2009

بانویِ من ، بانویِ من !
برشانه هایِ تردِ تو اندوهِ سال هاست .
در دست هایِ تو
تصویردردِ کهنه یِ تاریخ ، مانده است
در گریه هایِ تو
خونِ هزاره هاست که سرریز کرده استبرگونه هایِ زردِ تو ،رنج وبال هاست .

۱۳۸۷ بهمن ۱۴, دوشنبه

فیلمبردار در غربت،غریبانه خاموش شد!

[ چپ و راست، دریافتی3 فوریه 2009]
بصیر نصیبی

• رامین مولایی*مدیر فیلمبردار ی برجسته ،در تبعید در گذشت
دوم فوریه 2009 .زاربروکن، آلمان


درچند اطلاعیه ای که خبر خاموشی ناگهانی رامین مولایی را منتشر کرده بودند. هر چند رامین را هنرمند دانسته اند اما سابقه کار هنری رامین بازگو نشده .چرا کارنامه درخشان او نا گفته میماند ؟چون رامین شاید با فروتنی افراطی از گذشته اش هیچ نمی گفت در چند وبلوگی هم که به همت رامین اداره می شد ،او هیچگاه درباره خودش، کارش و توانائیهایش سخن نمی گفت. کسانی هم که در این سالهابا او آشنا شده اند بیشتر بر این تصورند که رامین فقط وبلاگ نویس بود. انگار خودش هم میخواست فراموش کند که مدیر فیلمبرداری بسیاری ار آثار ماندگار سینماگر صاحب سبک« سهراب شهید ثالث» اوبود.

۱۳۸۷ دی ۸, یکشنبه

هانتینگتون سوار بر موج آخر

[چپ و راست: گزیده شده به مناسبت درگذشت ساموئل هانتینگتون]
[فرارو 8 دی 1387]
روایتی از اندیشه خالق «برخورد تمدن» ها
روز گذشته ساموئل هانتینگتون در سن 81 سالگی در ماساچوست امریکا درگذشت. بدون شک وی یکی از تاثیرگذارترین نظریه پردازان علوم سیاسی و مطالعات استراتژیک است که نظریاتش بازخورد های گسترده ای در جهان داشته است.

نظریهء «نبرد فرهنگ ها» ی ساموئل هانتینگتون و سیاست های نئوامپریالیستی

[چپ و راست: گزیده شده به مناسبت درگذشت ساموئل هانتینگتون]

[مداد 6 اکتبر 2007]
آینده ای که ساموئل هانتینگتون در رسالهء معروفش «نبرد فرهنگ ها » پیش بینی می کند، آینده ای ست توأم با تباهی. به نظر او در قرن بیست و یکم میان مسلمانان و مسیحیان جنگ های مذهبی خونین درخواهد گرفت. بسیاری از طرفداران این نظریه یازدهم سپتامبر و اشغال نظامی عراق را درآمدی بر جنگ های مذهبی آتی در نظر می گیرند و این دو واقعه را نشانه هایی از درستی نظریهء هانتینگتون می پندارند.

جهان در آستانه جنگ جهانی سوم(مصاحبه با پروفسور هانتینگتون)

[چپ و راست: گزیده شده به مناسبت درگذشت ساموئل هانتینگتون]
[موعود 12 فروردین 1384]

مصاحبه با پروفسور ساموئل هانتينگتون، درباره هراس او از رويارويى تمدنها و نقاط ضعف غرب
مترجم: ق. طولانى

اشاره: با نزديك شدن به پايان هزاره‌‌سوم، نظريات آينده پژوهانه مختلفى‌‌از سوى انديشمندان ابراز شده است. برخى از اين نظريات قرن آينده را قرن‌‌صلح و تفاهم جهانى يا رسيدن به‌‌نقطه مشتركى همچون عقلانيت ودمكراسى ليبرال دانسته‌‌اند. اما، برخى‌‌ديگر «آينده‌‌اى ديگرگونه‌‌» را به‌‌تصوير مى‌‌كشند. در نظر آنان‌‌فرارسيدن آينده به معناى تقابل ميان‌‌حوزه‌‌هاى تمدنى و دينى است‌‌«ساموئل هانتيگتون‌‌» انديشمندى‌‌است‌‌به طور مشخص در كتاب‌‌«برخورد تمدنها» به اين موضوع‌‌اشاره مى‌‌كند.
از آنجا كه مباحث مربوط به‌‌آينده‌‌پژوهى در حوزه‌‌هاى مختلف‌‌دينى و فرهنگى در شماره‌‌هاى گذشته‌‌«موعود» پيگيرى شده است; در اين‌‌شماره نيز گفتگوى مجله اشپيگل با«ساموئل هانتيگتون‌‌» -بدون هرگونه‌‌داورى در اين باره تقديم خوانندگان‌‌عزيز مى‌‌شود.

مبتکر نظریه «برخورد تمدن‌ها» درگذشت

[چپ و راست: گزیده شده به مناسبت درگذشت ساموئل هانتینگتون]
[رادیو فردا 8 دی 1387]

ساموئل هانتینگتون، استاد علوم سیاسی، که در کتاب بحث‌انگیز «برخورد تمدن‌ها» برخورد و کشمکش جهان غرب با جهان اسلام را پیش‌بینی کرده بود در ۸۱ سالگی درگذشت.
هانتینگتون که مدت ۵۸ سال در دانشگاه هاروارد تدریس کرد و در سال ۲۰۰۷ از این سمت بازنشسته شد در سال‌های ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ در شورای امنیت ملی دولت جیمی کارتر فعالیت کرد.
هانتینگتون در سال ۱۹۹۶ در کتاب «برخورد تمدن‌ها و بازسازی نظم جهانی» جهان را به چند تمدن رقیب تقسیم کرد که عمدتا بر اساس سنت‌های مذهبی مسیحیت، اسلام، و یهودیت بنا شده‌اند و پیش‌بینی کرد که رقابت و کشمکش میان این تمدن‌ها امری ناگزیر است.
این استاد علوم سیاسی برخلاف دیگر تحلیل‌گران که ایدئولوژی را سرچشمه تمام کشمکش‌ها می‌دانستند مذهب را اساس تمام تضادها پس از جنگ سرد می‌دانست.

۱۳۸۷ آذر ۱۸, دوشنبه

شعر شاعر، شعار دانشجو

پیام یک شاعر، شعر و شعار دانشجو
عکس هایی که از تظاهرات 16 آذر امسال مخابره شده اند مزین به بخشی از شعر دوباره می شود آری… مینا اسدی، که در سالهای 66-1365 سروده است، می باشند.
این انتخاب دانشجویان خود پیام آور چند نکته است:
  • اگر پیامی پویا باشد، مرگ نخواهد داشت. «دهانت را می بویند…» و «در برابر تندر می ایستند…» احمد شاملو نسل به نسل و سینه به سینه در هر جنبشی و هر اعتراضی و هر خیزشی فریاد زده می شود.
  • می دانیم که مینا اسدی از سازمان و کرور کرور هوادار سینه ستبر کن و دم و دستگاه تبلیغاتی برخوردار نیست، اما پیامش (شعرش) که در تبعید، و در میان برگهای کتابی، بظاهر، محبوس شده بود، از اقیانوسها و کوه و کمر عبور کرد، و بر دل دانشجوی دردمند نشست.
  • شعر مینا اسدی در دست دانشجو بیانگر یک واقعیت غیرقابل کتمان است - رابطه مردم با روشنفکران ریشه دارتر از آن است که بسیاری از سیاست بازان می انگارند. بدون اندیشه ورزان، نویسندگان و شاعران و خلاصه، بدون اندیشیدن و برخورداری از آزادی برای بیان آن اندیشه، سیاست بازان می میرند. حتما می میرند. اما آن پیام زنده و همیشگی خواهد ماند حتی اگر لبان شاعر را بدوزند، حتی اگر نویسنده را آتش بزنند، و روزنامه و رادیو و رسانه ها را به تعطیلی بکشانند.
  • اگر خلق، دریایی خون بگرید اما نویسنده ای نباشد که از درد و دردمندان بنویسد؛ اگر خلقی بمیرد و کشوری نابود شود اما آهنگساز ترنم بخش آهنگ ایثار و فدا نشود؛ اگر شاعری نباشد که بسراید، احساسی برانگیخته نخواهد شد و کسی برنخواهد خاست.
  • مردم بیطرفانه به پیام ها گوش می دهند و مستقلا و فراتر از هر شانتاژ و تبلیغ و پروپاگاندایی بهترین ها را بر می گزینند.

به مینا اسدی و دانشجویان و مردمی که می دانند «دوباره می شود آری... اگر بپیوندیم» بایست بالید.
[صدای شاعر - شنیداری]
شاد باشید
علی ناظر – 18 آذر 13878 دسامبر 2008
برگرفته از وبلاگ چپ و راست (آرشیو در سایت بحران)
chaporast@ymail.com

تقلب در نمایش انتخاباتی - مستند 88

تیر اندازی که منجر به کشته شدن تظاهرکنندگان شد

حکومت الهی [بار دیگر؟ با قرائتی دیگر؟]

حکومت الهی [بار دیگر؟ با قرائتی دیگر؟]
روی عکس فشار دهید [شنیداری]

فریب الهی [بار دیگر؟ با قرائتی دیگر؟]

فریب الهی [بار دیگر؟ با قرائتی دیگر؟]
روی عکس فشار دهید [شنیداری]

حکومت الهی و صدای مشکوک

حکومت الهی و صدای مشکوک
منبع: خبر جنوب، صفحه 8